|
|
|
وجد و شادي در نعمتهاي سرشار خدا و سهيم نمودن آنها با
ديگران
<آرتور دي موس> (Arthur De Moss), تاجر بااستعداد و خداترسي بود كه يكي از بهترين دوستهاي من سالها يكي از اعضاي هيئت مديره سازمان (Campus Crusade) بود. او در نوع خود يكي از موفقترين تشكيلات حرفهاي را در امريكا پايه گذاري نمود و در نتيجه ثروت هنگفتي كه بالغ بر نيم ميليارد دلار ميشد, به دست آورد.
اما در يك ركود اقتصادي ناگهان ارزش سهام شركت او سقوط كرد و در نتيجه در طي چهار ماه 360 ميليون دلار يعني بطور متوسط روزي 3 ميليون دلار و بيشتر از هر كس ديگري تا آن موقع, در طي اين مدت كوتاه ضرر كرد.
شايد اين فكر در اذهان خطور ميكرد كه او ديگر براي كار خدا پول نخواهد داد. اما او در عوض پرداخت خود را افزايش داد. در اين دوران وقتي با هم گفتگو ميكرديم, <آرتور> در خداوند وجد و شادي ميكرد.
او ميگفت: "خداوند, تمام آن چيزهايي را كه دارم به من داده است. دار و ندار من به او تعلق دارد و اگر ميخواهد آنها را از من بگيرد, اختيار با خود او است. من دچار بيخوابي نميشوم و خوابم سر جاي خودش است. هنوز يك خانواده عالي دارم و هر آنچه خدا از من بخواهد انجام خواهم داد. اگر او همه ثروتي را كه به من سپرده از من بگيرد و مرا به خدمت مبشري دعوت كند, حاضرم هر جا كه بگويد بروم. تنها كافي است كه او به من بگويد چكار بايد بكنم."
<آرتور> اعتماد كامل خود را بر خداوند قرار داده بود و نه بر ثروت خويش. در مقابل, خدا به ايمان و اطاعت او احترام گذاشت و نهايتاً آنچه را كه او از دست داده بود دوباره به او برگردانيد و حتي بيش از پيش او را بركت داد. <آرتور> اكنون نزد خداوند خود رفته اما ثروت او هنوز براي جلال خدا مورد استفاده قرار ميگيرد.
سرگذشت <آرتور> اصل شگفتانگيز را نشان ميدهد كه ميتواند ما را از قيد و بند ماديات رها سازد. اين اصل ميگويد اگر ما وفادارانه و با امانت آنچه را خدا به ما سپرده است مورد استفاده قرار دهيم و هميشه مالكيت خدا را بر همه زندگي خود در كانون توجه قرار دهيم, ضرر و زيان مادي را يك مشيت الهي قلمداد خواهيم كرد, تصميمي از جانب او كه مالك است تا مديريت و نظارت آن دارايي را حال به كسي ديگر بسپارد.
وقتي خدا بركات خود را به ما ميدهد در واقع نظارت بر آنها را به ما ميسپارد. پسر جواني در پاسخ به سوالي در رابطه با معني نظارت به درستي چنين گفته است: "زندگي ما همچون يك كشتي پر از بارهاي مختلف است. اين كشتي بايد بارها را به مقاصد مختلف و به افراد مختلف برساند. خدا, صاحب و مالك اين كشتي است و من ناخداي آن, خدا مرا مسوول پخش و توزيع اين بارها قرار داده است."
در عهد جديد دو اصطلاح براي تشريح كار يك ناظر به كار رفته است. يكي از آنها بر مواظبت از بچهها و اداره يا سرپرستي امور خانه يك ارباب و ديگري بر نقش يك مدير در اداره داراييها و اموال دلالت ميكند. در هر دو مورد, ناظر بر امور و اموال شخصي ديگر نظارت ميكند.
خدا, صاحب و مالك همه داراييهاي ما و سرچشمه و تأمين كننده همه نيازهاي ما ميباشد. او ما را ناظر اين داراييها قرار داده است. اين اصل نه فقط به داراييهاي مادي ما بلكه به همه چيزهايي كه داريم. اعم از وقت و استعدادهاي ما و حتي به كل آنچه كه هستيم مربوط ميگردد.
نيازي وجود ندارد كه اين مطلب را باز مورد تأكيد قرار دهيم. نظارت بر تمام چيزهايي كه خدا در زندگي به ما سپرده است پايه و اساس دادن ما است. خدا اداره و سرپرستي بخشي از داراييهاي خود را به دست ما سپرده است و ما بايد براي اين كار به خدا حساب پس بدهيم (متي 25: 14-30 و روميان 14: 12).
دادن با ايمان امتيازي است كه خدا به ما عطا كرده است. وقتي شما اصل نظارت را ميپذيريد و خدا را در رابطه با آن اطاعت و تمجيد ميكنيد, خدا نيز شما را سرشار از شادي الهي ميسازد. او دادن را در زندگي شما به يك ماجراي هيجانانگيز تبديل ميكند.
من در رابطه با نظارت به هفت اصل مهم پي بردهام كه ميخواهم آنها را با شما در ميان بگذارم. شما ميتوانيد با انجام اين اصول, وفادارانه نظارت خود را انجام دهيد و از بركات سرشار خدا بهرهمند شويد.
اصل اول, همه "داراييهاي" شما در واقع به خدا تعلق دارد. خدا به خاطر فيض خود اين داراييها را به عنوان هديه به ما داده است و همه آنها به خود او تعلق دارد. نويسنده مزامير مينويسد: <زمين و پري آن از آن خداوند است. ربع مسكون و ساكنان آن> (مزمور 24: 1).
مالكيت خدا ابدي و تغيير ناپذير است. او هيچ وقت از حق مالكيت خود صرف نظر نكرده و نخواهد كرد.
خدا به هر كدام از ما مقداري وقت, استعدادهاي منحصر به فرد و منابع كافي ديگر عطا نموده تا ما اراده او را در زندگي خود به جا بياوريم. وظيفه ما اين است كه وفادارانه بر اين بركات, نظارت و سرپرستي نماييم و حداكثر استفاده را از آنها براي جلال خدا بنماييم.
اصل دوم, دادن, بركات سرشاري را به بار ميآورد. در اعمال 20: 35 از سخنان عيسي مسيح چنين نقل شده است: <دادن از گرفتن فرخندهتر است>. چرا؟ زيرا كه وقتي ما آزادانه از خود و داراييهاي خود ميدهيم به اين ترتيب اطاعت روحاني خود از مسيح را توسط دادن ماديات نشان ميدهيم, در نتيجه, خدا احتياجات ما را به دولتمندي رفع ميكند (لوقا 6: 38).
اين اصل براي فقير و غني, براي كسي كه خدا را در يك كشور ثروتمند يا در كشور فقر زده خدمت ميكند به گونهاي يكسان صادق است. بسياري از مسيحيان هنوز ياد نگرفتهاند كه در فقر يا غنا از اصل دادن اطاعت نمايند, در نتيجه, حقيقت اين وعده را در زندگي خود تجربه نميكنند.
شما نميتوانيد در امر دادن رو دست خدا بلند شويد چرا كه خدا هميشه فوق از آنچه شما به او ميدهيد, به شما بركت ميدهد و اين يك قانون الهي است. دادن, چرخهاي بيپايان از شادي را براي شما به ارمغان ميآورد بدين ترتيب كه خدا به شما ميدهد و شما دريافت ميكنيد سپس شما ميدهيد و خدا دريافت ميكند و بعداً خدا آنچه را به او دادهايد افزايش ميدهد و به شما بر ميگرداند.
نكته مهمي كه بايد در نظر داشته باشيد اين است كه در اين چرخه, خدا قدم اول را برميدارد. مقصود خدا از برگرداندن دادههاي ما صرفاً پاداش دادن به ما نيست, بلكه او با اين كار توانايي ما را در امر دادن براي كار خود و پيشبرد ملكوت و تحقق "حكم اعظم" افزايش ميدهد. بدين ترتيب اين چرخه بطور متناوب كامل ميشود (دوم قرنتيان 9: 6-8, 10-11).
اصل سوم, با ايمان بدهيد. بطور ساده دادن با ايمان به اين معني است كه ما به كلام خدا اعتماد كنيم و با پيشبيني تدارك وفادارانه خدا با سخاوت بدهيم. پولس رسول مينويسد: <اما خداي من همه احتياجات شما را بر حسب دولت خود در جلال در مسيح عيسي رفع خواهد نمود> (فيليپيان 4: 19).
ماطبق اين آيه در مييابيم كه دادن با ايمان داراي سه جنبه است:
1- خدا تأمين كننده مطلق احتياجات ما است.
2- دادن بر پايه و اساس منابع الهي قرار دارد و نه منابع خود ما.
3- عيسي مسيح رابط بين ما و ثروت بيپايان خدا است.
ما به عنوان فرزندان خدا و كساني كه با مسيح هم ارث ميباشند با او در جايهاي آسماني نشستهايم و او ما را "به هر بركت روحاني در جايهاي آسماني در مسيح" مبارك ميسازد (افسسيان 2: 6, 1: 3). لحظهاي كه ما مسيح را به عنوان نجاتدهنده و خداوند خود ميپذيريم, ميراث خود را دريافت ميكنيم (افسسيان1: 14). چون خداوند ما جلال يافته و در آسمان است چون توسط روحالقدس اكنون با ماست, ما در او از كفايت كامل برخوردار هستيم.
اصل چهارم, هر آنچه بكاريد همان را درو خواهيد نمود. خدا در روز سوم آفرينش چنين فرمان داد: "زمين نباتات بروياند, علفي كه تخم بياورد در درخت ميوهاي كه موافق جنس خود ميوه آورد كه تخمش در آن باشد, بر روي زمين" (پيدايش 1: 11). گرچه اين آيه به چرخه طبيعت اشاره ميكند ولي اين اصل در همه جنبههاي زندگي روحاني و فيزيكي يا مادي صدق ميكند.
پولس رسول با بهرهگيري از اين اصل به منظور تأكيد بر حقايق روحاني چنين نوشته است:
<خود را فريب مدهيد, خدا را استهزا نميتوان كرد. زيرا كه آنچه آدمي بكارد, همان را درو خواهد كرد. زيرا هر كه براي جسم خود كارد, از جسم فساد را درو كند و هر كه براي روح كارد از روح حيات جاوداني خواهد درويد>(غلاطيان 6: 7-8).
در ضمن پولس رسول به روشني رابطه اصل كاشتن و درو كردن را با امور مادي ما ذكر كرده است:
<اما خدا كه براي كشاورز بذر آماده ميكند تا بكارد و درو كند و بخورد, به شما نيز بذر فراوان عطا خواهد كرد تا بكاريد, و محصولتان را فزوني خواهد داد تا بتوانيد از آن هر چه بيشتر براي كمك به ديگران استفاده كنيد> (دوم قرنتيان 9: 10).
اين آيه در رابطه با دادن پول براي رفع نياز ديگران, به ايمانداران كليساي قرنتس نوشته شده است اما ميتوان آن را براي دادن چيزهاي ديگر نيز استعمال نمود از جمله دادن محبت, شادي, سلامتي و آرامش, وقت براي رسيدگي به مريضان, يتيمان, زندانيان, بيوه زنان نيازمند و در ضمن سهيم كردن ديگران در ثمرات استعدادها و قابليتهاي خود جهت ساختن جامعهاي بهتر براي زندگي.
اصل يا قانون كاشتن و درو كردن بسيار ساده است: شما براي درو كردن هر چيز نخست بايد تخمي بكاريد. اگر ميخواهيد محصول خوب و فراواني درو كنيد بايد بهترين تخم را بكاريد. به اين مفهوم كه ما بايد بهترينهاي زندگي خود, بهترين وقتهاي خود, بهترين استعدادهاي خود, بهترين چيزها و اندوختههاي خود و بهترين از هر چيزي را كه داريم به عنوان قرباني بر مذبح خدا قرار بدهيم و به خدا تقديم كنيم.
اصل پنجم, براي جلال دادن خدا بدهيد. ما به عنوان ناظر چيزهايي كه خدا به ما داده است تنها يك مقصود در نظر داريم و آن جلال دادن خود خداست. نيازهاي مادي روزمره ميتواند به راحتي توجه ما را از اين هدف دور كند مگر اين كه ما به روشني اولويتهاي زندگي خود را مشخص كنيم. كلام مقدس خدا اين كار را براي ما انجام ميدهد و اولويتها را مشخص ميكند.
خدا در اولويت زندگي ما قرار دارد و بعد از آن همسر و در مرحله سوم فرزندان و در محله بعدي ديگر اعضاي خانواده ما قرار دارند.
چون خانوداده, اولين نهادي است كه توسط آفريننده ما تشكيل شده (پيدايش 1: 27-28), در نتيجه بين برتري خدا و اولويت خانواده, تضاد يا تعارضي وجود ندارد. بلكه برعكس رفع احتياجات خانواده, يك حكم كتاب مقدسي و دليل و گواهي براي ايمان ما است (اول تيموتاوس 5: 8).
همچنان وقتي ما با توجه و رسيدگي به فقرا, يتيمان, بيوه زنان و با اهداي وقت, استعدادها و پول خود به موسسههايي كه در جهت رفاه جامعه كار ميكنند, به غير مسيحيان كمك ميكنيم تا قدرت دگرگون كننده عيسي مسيح را به چشم ببينند, و با اين كار باعث جلال يافتن خدا ميشويم.
اما بالاترين اولويت زندگي ما محبت كردن, اطاعت نمودن و جلال دادن خدا است. اولين هدف ما در نظارت اين بايد باشد كه اول از همه وقت, استعدادها و پول خود را براي خدا و تحقق "حكم اعظم" خداوندمان عيسي مسيح صرف نماييم. اين كار مستلزم اين است كه ما از طريق كليساي محلي و سازمانهايي بشارتي كه با امانت خداوند را بر ميافرازند و كلام مقدس و الهامي او را اعلام ميكنند و فعالانه در جهت تحقق "حكم اعظم" تلاش ميكنند, وقت, استعدادها و پول خود را صرف ملكوت خدا نماييم. اگر ما چيزهايي را كه خدا در اختيار ما قرار داده است در كليسا يا سازماني بشارتي كه رأساً به كار شاگرد سازي, بشارت انجيل و تحقق احكام خدا مشغول نميباشند سرمايهگذاري كنيم و صرف نماييم, در كار نظارت صحيح عمل نكردهايم.
اصل ششم, از دل بدهيد. انگيزههاي ما بخشي اساسي از نظارت خوب ما را تشكيل ميدهند, چرا كه انگيزهها دلايل دادن ما را مشخص ميكنند.
ما بايد از روي عشق به خدا و با شادي و اشتياق بدهيم. ما بايد براي خشنود ساختن خدا و ابراز عشق و محبت خود به او بدهيم. ما براي اطاعت از فرمان خداوند كه گفت گنجها به جهت خود در آسمان بياندوزيد, ميدهيم. ما ميدهيم تا براي دنيايي كه شديداً در احتياج است, كانالي براي بركات سرشار خدا باشيم. در نهايت ما ميدهيم تا " حكم اعظم" خداوند تحقق پيدا كند و پيغام مسيح به گوش جهانيان برسد (لوقا 12: 43, اول تيموتاوس 6: 5-6, دوم قرنتيان 5: 9 و متي 28: 19).
حفظ انگيزههاي درست در قدرت روحالقدس براي ما اساسي است, اگر بخواهيم هدف جلال دادن خدا را تحقق بخشيم.
اصل هفتم, خدا ميخواهد تا شما از نظر مالي آزاد و مستقل باشيد. به اين معني كه براي انجام تعهدات مالي خود و براي رفع رضايتبخش احتياجات خانواده خود و در ضمن, براي اين كه بتوانيد با شادي و گشاده دستي براي كار خدا بدهيد, پول كافي داشته باشيد.
خدا ميخواهد تا ما از نظر مالي آزاد و مستقل باشيم تا بتوانيم او را در زندگي خود در جاي نخست قرار دهيم و به صداي او حساس باشيم و آماده باشيم تا هر وقت و به هر كجا كه ما را هدايت ميكند از او پيروي نماييم. اگر اين نقشه خدا است پس چرا بسياري از مسيحيان با استقلال مالي زندگي نميكنند؟ علت اين است كه آنها اصول كتاب مقدسي در امر نظارت را نميفهمند يا اطاعت نميكنند و تسليم فلسفه دنيا در رابطه با ماديات ميشوند. آنها خود را زير بار و نگرانيهاي ماديات زندگي قرار ميدهند, در نتيجه چيز اندكي براي خدا اختصاص ميدهند يا اصلاً چيزي اختصاص نميدهند.
بسياري از مسيحيان صادق و درستكار به دليل نظارت و برنامهريزي اشتباه دچار اين نوع اسارتهاي مالي ميشوند, در نتيجه, زماني كه خدا آنها را به خدمت دعوت ميكند نميتوانند از او اطاعت نمايند و اين نوع نااطاعتي, شادي, آرامش, پيروزي و شهادت موثر را از آنها ميگيرد.
<مادهگرايي> (Materialism) فقط مشكل كشورهاي غربي نيست. مردم همه كشورها با فرهنگهاي مختلف, از نيويورك تا پاريس و كلكته و نايروبي و تا دور افتادهترين دهكدههاي آمازون با مادهگرايي دست و پنجه نرم ميكنند.
<بيلي ماركس> (Bailey Marks) معاون سرپرست امور بينالملل سازمان (Campus Crusade) داستاني نقل ميكند كه گوياي اين واقعيت است. او ميگويد: <روزي يكي از دوستان من با شبان يكي از دهكدههاي دورافتاده آفريقايي ملاقات كرد. خانه او بسيار ساده بود و از چوب و گل درست شده بود و كف آن خاكي بود. اسباب و وسايل اندكي در خانه بود كه آن هم ناشيانه و خالي از ظرافت ساخته شده بود.
دوست من از آن شبان پرسيد: "يكي از بزرگترين مشكلاتي كه در زمينه خدمت داريد چيست؟" او بدون ترديد, در حالي كه دست خود را به ميز ميكوبيد گفت: "مادهگرايي! اعضاي كليساي من اگر يك خوك داشته باشند, ميخواهند دو تا داشته باشند, اگر دو تا خوك داشته باشند, ميخواهند يك يا چند گاو داشته باشند..."
وقتي من اين داستان را براي اولين بار شنيدم حسابي خنديدم. اما بعداً متوجه شدم كه اين حقيقت در مورد همه صدق ميكند.>
تنها در نظارت وفادارانهاي كه خدا به ما سپرده است ميتوانيم مفهوم واقعي زندگي را بيابيم و ارضا شويم و نه در مادهگرايي.
"تنفس (دم و بازدم ) مالي"
آزادي و استقلال مادي, مستلزم داشتن سلامتي روحاني است. من سالها اصل "تنفس روحاني" را تعليم دادهام. در تنفس روحاني, ما توسط اعتراف, ناپاكي گناهان را از خود دور ميكنيم.
كلام خدا وعده ميدهد اگر به گناهان خود اعتراف كنيد, خدا امين و عادل است تا گناهان شما را ببخشد و شما را از هر ناراستي پاك سازد (اول يوحنا 1: 9).
از سوي ديگر, ما با پذيرش روحالقدس توسط ايمان, پاكي عدالت خدا را وارد خود ميكنيم. اين اصل بر "امر" موجود در افسسيان 5: 18 ("از روح پر شويد") و "وعده" موجود در اول يوحنا 5: 14-15 ("هر چه بر حسب اراده او سوال نماييم ما را ميشنود") بنا شده است.
ما ميتوانيم اين اصل را در مورد دادن منابع خود براي كار خدا نيز به كار ببريم و به اصطلاح "تنفس مالي" داشته باشيم. پيروي از اين اصل به شما كمك خواهد كرد تا استقلال و سلامتي مالي خود را حفظ كنيد.
وقتي كه شما خود را مالك چيزهايي كه خدا به شما سپرده است ميپنداريد و از استفاده از اين منابع براي كار خدا اجتناب ميكنيد, مرتكب گناه ميشويد. شما طوري عمل ميكنيد كه گويا خود اين چيزها را به دست آوردهايد و مالكيت بر آنها را حق خود ميدانيد. در اين حالت شما بايد با اعتراف به اين گناه "بازدم مالي" دشته باشيد و اين گناه را از خود دور كنيد.
از طرف ديگر شما با پذيرش خداوندي عيسي بر وقت, استعدادها و پول خود و در ضمن, با سهيم كردن ديگران در بركات سرشاري كه خدا به شما داده است, "دم مالي" را انجام ميدهيد.
اين عمل ساده ايمان, نيازمند قبول كامل و قطعي مالكيت خدا بر همه جنبههاي زندگي ميباشد.
نظارت صحيح مسيحي, مستلزم اين است كه ما متناسب با در آمد خود زندگي كنيم و بدهيهاي خود را مهار و كنترل نماييم. هدف شيطان اين است كه مسيحيان زير بار قرض و بدهي قرار گيرند تا به اين وسيله او بتواند آنها را غرق نگرانيها و نااميدي نمايد و بدين ترتيب توان و ثمر دهي روحاني را از آنها بگيرد. به همين دليل يك ناظر امين مسيحي هرگز زير بار قرضي نخواهد رفت كه نتواند با در آمد خود به موقع آن را پرداخت نمايد.
هر فرد مسيحي به عنوان ناظر بركات و نعمتهاي خدا بايد به اين موضوع فكر كند كه چطور ميتواند با دادن چيزهايي كه خدا به او داده است كمك كند تا بيشترين تعداد افراد به سوي مسيح هدايت شوند و شاگرد او گردند. مهار كردن يا كنترل قرضها و بدهيها و زندگي متناسب با در آمد, اولين قدمها براي نظارت خوب مسيحي ميباشند. داشتن يك برنامه منظم براي دادن نيز حائز اهميت است. بدون برنامه منظم, اندايشههاي مختلف زندگي در رابطه با ماديات, مانع از اين ميشوند كه تعهدات خود را نسبت به كار خدا به انجام برسانيد و اين خود بركاتي را كه خدا وعده داده است از دسترس شما خارج ميكند.
بگذاريد به عنوان يك شروع منطقي و متناسب به شما پيشنهاد كنم كه قبل از آن كه از درآمد خود, ماليات يا ديگر پرداختها را كسر كنيد, حداقل 10% آن را به كار خدا اختصاص دهيد.
ده درصد درآمد به اصطلاح ده يك ناميده ميشود و دادن ده يك ميان مسيحيان عصر ما به عنوان يك روش منظم براي دادن, متداول ميباشد. ده يك معمولاً به دادن 10 درصد درآمد يا ديگر منابع براي پيشبرد ملكوت خدا اشاره ميكند.
روايات قديمي كتاب مقدس دادن ده يك را به دوران ابراهيم نسبت ميدهد. او يك دهم غنايمي را كه در جنگ با ملوك به دست آورده بود به ملكيصدق كه پادشاه ساليم و كاهن خداي تعالي بود داد (پيدايش 14: 17-20). ابراهيم به عنوان پدر همه ايمانداران مسيحي (روميان 4: 16) نمونهاي گذاشت تا ما از آن پيروي كنيم.
در دروان شريعت موسي, دادن ده يك يكي از احكام شريعت و وسيلهاي براي حمايت از كار خدا محسوب ميگشت. به قول موسي: <هدف از دادن ده يك اين بود تا قوم خدا از خدا بترسند و هميشه او را در اولويت قرار دهند> (تثنيه 14: 23). اما امروزه, بسياري بر اين اساس كه ما ديگر زير شريعت نيستيم و در دوران فيض به سر ميبريم, عليه دادن ده يك به بحث ميپردازند. اينها اظهار ميدارند كه قوم اسرائيل تحت شريعت موسي ميبايست حداقل يك دهم درآمد خود را پرداخت ميكردند, در نتيجه, ما كه زير فيض قرار داريم حتماً بايد متناسب با بركتي كه خدا ميدهد بيشتر از ده يك بدهيم (اول قرنتيان 16: 2). بر اين اساس بسياري اصل <دادن نسبي> (Proportional giving) و نه لزوماً دادن ده يك طرفداري ميكنند.
من هم با اين اصل موافق هستم. اما در هر حال براي بسياري, دادن ده يك به عنوان يك شروع بسياري خوب است.
اطاعت از فرامين خداوند در همه جنبههاي زندگي, كليد تجربه كردن حضور مسيح و لذات و شاديهاي سماوي است. عيسي خداوند ميگويد: <هر كه احكام مرا دارد و آنها را حفظ كند, آن است كه مرا محبت مينمايد و آنكه مرا محبت مينمايد پدر من او را محبت خواهد نمود و من او را محبت خواهم نمود و خود را به او ظاهر خواهم ساخت... اگر كسي مرا محبت نمايد, كلام مرا نگاه خواهد داشت و پدرم او را محبت خواهد نمود و به سوي او آمده نزد وي مسكن خواهيم گرفت> (يوحنا 14: 21, 23).
زماني كه ما در امر دادن از خدا اطاعت ميكنيم, خود را تحت حفاظت خدا قرار ميدهيم و در بركات او را به روي خود باز ميكنيم. ما خارج از حفاظت مالي خدا, خود را در معرض حملات شيطان قرار ميدهيم و نسبت به آن حملات آسيبپذير ميشويم. دشمن ما از اين كه منابع ما را تلف نمايد و از ما توان گسترش ملكوت خدا را بگيرد, لذت ميبرد. اما خداوند به ما وعده داده است كه <خورنده را به جهت شما منع خواهم نمود تا ثمرات زمين شما را ضايع نسازد و مو شما در صحرا بيبار نشود> (ملاكي 3: 11). امانت و وفاداري در امر دادن ده يك پاداش عظيمي را براي ما به ارمغان ميآورد چرا كه خدا در ملاكي 3: 10 چنين وعده داده است: < تمامي عشرها را به مخزنهاي من بياوريد تا در خانه من خوراك باشد و يهوه صبايوت ميگويد مرا به اين طور امتحان نماييد كه آيا روزانههاي آسمان را براي شما نخواهم گشاد و چنان بركتي بر شما نخواهم ريخت كه گنجايش آن نخواهد بود؟>
عدم وفاداري يا نااطاعتي در امر دادن, نه تنها در حملات شيطان را به روي ما باز ميكند بلكه باعث ناخشنودي خدا ميشود و ما را در معرض تأديب خدا قرار ميدهد. هر وقت با يك مسيحي كه مشكل مالي دارد روبهرو ميشوم, يكي از اولين سوالاتي كه از او ميكنم اين است كه <آيا شما ده يك ميدهيد؟> اگر پاسخ منفي ميدهد, تا وقتي كه از خدا اطاعت نكرده و وفادارانه ده يك نميدهد من نميتوانم كمك چنداني به او بكنم و او را تشويق نمايم يا تسلي دهم.
من اغلب از همسرم و ديگر كساني كه حسابهاي مالي ما را نگه ميدارند سوال ميكنم <آيا ما ده يك و هداياي خود را مرتب پرداخت ميكنيم؟> من ترجيح ميدهم گرسنه بمانم تا اين كه از سهم خدا دزدي كنم (ملاكي 3: 7- 10). من خدا را بيش از آن دوست دارم كه از او نااطاعتي نمايم اما در ضمن, ميدانم كه اگر خدا را در اين زمينهها يا زمينههاي ديگر اطاعت نكنم او مرا تأديب خواهد نمود.
آيا حضور مسيح را در زندگي خود تجربه ميكنيد؟ آيا شادي, محبت, آرامش و احساس هدايتهاي او را در زندگي خود داريد؟ اگر نداريد, آيا احتمالاً به اين خاطر نيست كه از فرامين او اطاعت نميكنيد؟ زماني كه از استفاده از داراييهاي خود براي كار خدا اجتناب ميكنيد او نميتواند شما را بركت دهد, در نتيجه, زندگي شما بيثمر و مملو از غم ميشود.
من از شما ميخواهم تا استراتژي شخصي خود را در امر دادن در نظر بگيريد تا بتوانيد حكيمانه و سخاوتمندانه براي گسترش ملكوت خدا بدهيد. خدا را به عنوان سرچشمه و مالك داراييهاي خود بپذيريد و آماده باشيد تا حساب نظارت خود را به او بدهيد. هداياي خود را به عنوان تمجيد و پرستش به خداوند عيسي تقديم كنيد. در امر دادن خدا را در جاي نخست قرار دهيد. از وقت, استعدادها و منابع ديگري را كه در اختيار داريد طوري استفاده كنيد كه بيشترين جلال را براي خدا داشته باشد و گنجهاي خود را در آسمان بياندوزيد. در صورتي كه اين طور عمل كنيد شما نيز ماجراهاي هيجانانگيز زندگي و دادن با ايمان را تجربه خواهيد نمود و از بركات سرشار خدا لذت خواهيد برد و آنها را با ديگران سهيم خواهيد ساخت.
به
درس اول "مالكيت خدا بر همه چيز"
رجوع كنيد.
|