|
|
|
زندگي وافر و پربركت
آيا شما ميدانستيد كه طبق بر آوردهايي كه صورت گرفته در سال آتي 400000 جوان دست به خودكشي خواهند زد و احتمالا 15000 نفر از آنها در اين كار موفق خواهند شد؟ اين واقعا وحشتناك است كه عده زيادي معتقدند زندگي ارزش زنده ماندن را ندارد.
بيشك مواد مخدر و نااميدي و يأس كه در آهنگها, كتابها و فيلمهاي عصر حاضر منعكس شده است به اين جو احساسي كه ميل به خودكشي را در مردم برميانگيزاند, كمك ميكنند و آن را گسترش ميدهند.
چه عاملي باعث ميشود تا اين همه جوان از زندگي خود دست بكشند؟
وقتي از نوجواناني كه آهنگ " Who's Who in High Schools " را ساخته بودند, پرسيدند: بزرگترين ترس آنها در زندگي چيست؟ 80 درصد آنها در پاسخ گفتند: < ترس از شكست >.
اين آمار تكاندهنده مرا به ياد آيهاي در كلام خدا مياندزد كه در آن نوشته است: < لازم نيست از كسي كه ما را دوست دارد, بترسيم. محبت كامل خدا هرگونه ترس را در ما ريشه كن ميسازد. اگر هنوز ميترسيم علتش اين است كه هنوز كاملاً يقين نداريم كه خدا حقيقتاً ما را دوست ميدارد> (اول يوحنا 4 : 18).
بگذريد از شما سوالي بنمايم. آيا شما زندگي شاد و پرثمري براي خداوند عيسي داريد يا زندگي شما پر از اضطراب و ترس است؟
بگذاريد سه اصلي را كه به شما كمك خواهند كرد تا زندگي وافر و پربركتي داشته باشيد و شاهد پرثمري براي مسيح باشيد با شما در ميان بگذارم.
رابطهاي مستمر و بادوام ايجاد كنيد.
اصول اول: ايجاد رابطهاي عميق و مستمر با خداوند خود.
زماني كه <والري> (Valerie) ميبايست به مدت چند ماه تحت شيمي درماني و پرتو درماني قرار بگيرد, دوست او <برندا> (Brenda ) مسووليت خريد و نظافت خانه را به عهده گرفت. در ابتدا <والري> از اين كه ميديد بهترين دوستش كف آشپزخانه و حمامها را تميز ميكند احساس شرم ميكرد. اما هنگامي كه او نيروي جسماني خود را بيشتر از دست داده و تحت عمل جراحي سخت قرار گرفت, محبت فداكارنه دوستش زيباتر جلوه كرد.
ماهها بعد وقتي <والري> بهبودي حاصل كرد و آزمايشهاي طبي نشان داد كه هيچ سلول سرطاني در بدن او وجود ندارد, آن دو به اتفاق يكديگر اين بهبودي را جشن گرفتند. <برندا> دوست خود را به يك رستوران مجلل برد. آنها درآن جا خنديدند و براي يكديگر لطيفه تعريف كردند. اما پيش از آن كه ميز خود را ترك كنند, <والري> دفترچه ياداشتي را كه پر از يادداشتهاي دست نويس بود به دوست خود داد.
<والري> به دوست خود گفت: "در تمام دوره درمان, ارزش تمام آنچه كمكها و تشويقهاي تو براي من كرد را در اين دفترچه يادداشت كردهام. از تو خواهش ميكنم هر وقت دلسرد شدي اين يادداشتها را بخوان."
<برندا> اين دفترچه را ورق زد و صفحه آخر آن را خواند. در آن جا با حروف درشت نوشته شده بود: <از تو براي روح مسيح گونهات متشكرم. تو را دوست دارم, والري>.
دوستيهاي عميق و بادوام باعث ميشوند كه زندگي كاملتر, ارضا كنندهتر و با ارزشتري داشته باشيم. ما همه ياد گرفتهايم كه براي سالم و قوي نگه داشتن اين روابط دوستانه بايد انرژي و وقت صرف كنيم. اما چه چيزي باارزشتر از ايجاد و پرورش يك رابطه صميمي و شخصي با خداوند خارقالعاده خودمان عيسي مسيح ميباشد؟
هر كس كه كلام خدا را مطالعه ميكند ميتواند از نظر فكري شناختي در مورد خدا و عيسي مسيح خداوند به دست آورد, اما هر كس بايد شخصاً عيسي مسيح را به عنوان نجاتدهنده و خداوند خود بپذيرد و حقيقتاً رابطه صميمانهاي با او داشته باشد.
در رساله دوم پطرس 1 : 2 چنين ميخوانيم: <فيض و سلامتي در معرفت خدا و خداوند ما عيسي مسيح بر شما افزون باد>. وقتي ما مسيح را شخصاً به عنوان نجاتدهنده خود ميپذيريم فيض او را حاصل ميكنيم. اين فيض يعني همان لطف و بخشش الهي كه در عين بيلياقتي شامل حال ما ميشود. فيض هميشه با سلامتي يعني آرامش دروني همراه است كه با ما در مورد حضور و قدرت خدا در زندگيمان اطمينان ميدهد.
وقتي ما مسيح را ميپذيريم, از تمام گناهان خود پاك ميشويم و عيسي ما را پاك و مقدس و بدون لكه و عيب به حضور پدر آسماني حاضر ميكند. پاكياي كه او به ما عطا ميكند و محبتي كه ما نسبت به او داريم باعث ميشوند كه احكام او را نگاه داريم و در نتيجه, زندگي پرثمري داشته باشيم.
خداوند ما گفت: "در من بمانيد و من در شما. هم چنانكه شاخه از خود نميتواند ميوه آورد اگر در تاك نماند, همچنين شما نيز اگر در من نمانيد نميتوانيد ميوه بياوريد" (يوحنا 15 : 4). در حالي كه كنترل كامل زندگي خود را به خدواند ميسپاريم, روح قدس او در ما جاري ميشود, پر از شادي ميگرديم و محبت خدا ما را بر آن ميدارد تا محبت و بخشش مسيح را با ديگران در ميان بگذاريم و بشارت, شيوه زندگي ما ميگردد.
خدا را در مركز زندگي خود قرار دهيد.
اصول دوم: قرار دادن خدا در مركز آرزوها و برنامههاي خود.
بنا به گفتهاي : " زندگي با خدا اميدي بيپايان است اما بدون خدا زندگي پاياني نوميدانه ميباشد".
خدا خالق زندگي جسماني و روحاني است. تنها او ميتواند از طريق خون پسر خود عيسي مسيح گناهان گذشته ما را بر دارد و تنها اوست كه ميتواند توسط روحالقدس به ما قدرت رويارويي با مسائل ومشكلات فعلي را بدهد و باز فقط اوست كه ميتواند از طيق تضمين كلام مقدس خود در ما ايمان ايجاد كند تا با اطمينان با آينده خود رو به رو شويم.
ميوه بياوريد
اصول سوم: ميوه آوردن يا ثمر دادن
پولس رسول در رساله اول قرنتيان 10:15 ميگويد: <به فيض خدا آنچه هستم, هستم>.
من اين گفته پولس را خيلي دوست دارم. يكي از رموز ثمر دادن اين است كه بر پايه محبت و فيض خدا تصوير ذهني مثبتي در مورد خود به وجود بياوريم. اين كار ما را قادر خواهد ساخت تا بطور موثرتري مسيح را با ديگران در ميان بگذاريم و از نظر روحاني توليد مثل كنيم.
محبت نمودن ديگران بخشي از روند ميوه آوردن يا ثمردهي ميباشد. خداوند ما عيسي مسيح, زندگي را در دو حكم بزرگ خلاصه نمود كه عبارتند از : <خداوند خداي خود را به همه دل و تمامي نفس و تمامي فكر خود محبت نما> و <همسايه خود را مثل خود محبت نما>
شخصي چنين گفته است: "اگر خدا را محبت نكنيد از نظر روحاني هلاك خواهيد شد, اگر خود را نپذيريد از نظر عاطفي هلاك خواهيد شد و اگر ديگران را محبت نكنيد از نظر اجتماعي هلاك خواهيد شد." وقتي ما در مورد عيسي مسيح با ديگران صحبت ميكنيم آنها بايد احساس كنند كه ما آنها را ميپذيريم و اين خيلي اهميت دارد. در غير اين صورت آنها شهادت ما را نخواهند پذيرفت و يا محبت كامل خدا نسبت به خود را درك نخواهند نمود.
زندگي با هدف و مقصود
زندگي مسيحي, زندگياي است هدفمند كه توأم با پيروزي, شادي و صلح ميباشد. عيسي فرمود: "دزد نميآيد مگر آن كه بدزدد و بكشد و هلاك كند. من آمدم تا ايشان حيات يابند و آن را زيادتر حاصل كنند" (يوحنا 10:10).
گرچه بسياري از مسيحيان ايماندار با يأس و شكست زندگي ميكنند, اما اين معيار عهد جديد نيست. پولس رسول و سيلاس را كه در زندان فيليپي محبوس بودند در نظر بياوريد. آنها را تازيانه زده, به زندان انداختند و پاهايشان را به كنده بستند. با وجود اين آنها دعا كرده, سرود ميخواندند و خدا را حمد ميگفتند. اعتماد آنها بر خودشان نبود. توكل و اعتماد آنها بر خداي حي و حقيقي بود كه او را دوست ميداشتند, ميپرستيدند و خدمت ميكردند.
باز هم شاگردان مسيح و هزاران مسيحي ديگر قرن اول را در نظر بياوريد, در حالي كه حمد و ثنا ميخواندند, سوخته, مصلوب و يا طعمه شيرهاي درنده ميشدند. آنها به دليل مشاركت شخصي و زندهاي كه با مسيح داشتند, با شهامت و دليري با مرگهاي وحشتناك مواجه ميشدند. بسياري شاهد نجات دوستان وخويشاوندان خود بودهاند كه براي آنها دعا كرده و آنها را دعوت كردهاند تا مسيح را به عنوان نجاتدهنده و خداوند خود بپذيرند. بسيار نيز بر عادتها و افكار مخرب خود غلبه پيدا كردهاند تا شادي و اطمينان را تجربه كنند.
در طي قرون و اعصار, صدها ميليون مسيحي بودهاند و هنوز نيز هستند كه زندگي خود را وقف مسيح نموده و حاضراند در راه او جان فدا سازند. آنها همان زندگي پربركتي را كه مسيح وعده فرموده است تجربه كردهاند.
شايد لزومي نداشته باشد در راه مسيح بميريد, اما آيا حاضريد براي او زندگي كنيد <آندرو موري> (Andrew Murray) نويسنده كتابهاي متعدد كلاسيك مسيحي چنين نوشته است: وضع نازل و بد روحاني مسيحيان ناشي از اين حقيقت است كه آنها متوجه نيستند كه هدف نجات حتي اين جا برزمين, برقراري رابطه و مشاركت روزانه آنها با پدر آسماني ميباشد. وقتي كه ايمانداران اين حقيقت را يك بار و براي هميشه بپذيرند, متوجه ميشوند كه براي زندگي روحاني چقدر ضروري و حائز اهميت است كه هر روز اوقاتي را صرف مطالعه كلام خدا و دعا بكنند و منتظر خداوند باشند تا حضور و محبت خود را بر آنها مكشوف سازد. در هنگام ايمان آوردن فقط پذيرفتن آمرزش گناهان و يا تسليم شدن به خدا كافي نيست. اين فقط آغاز كار است. شخص نوايمان بايد دريابد كه توانايي زيستن يا نگهداري زندگي روحاني را در خود ندارد, بلكه لازم است هر روز توسط مشاركت با عيسي مسيح خداوند فيضي جديد دريافت نمايد. فيض خدا با دعاي عجولانه, يا قرائت سطحي چند آيه از كلام خدا حاصل نميشود. او بايد فرصت مناسبي را يافته به حضور خدا بيايد تا ضعف و احتياج خود را احساس نموده و به وسيله روحالقدس انتظار خداوند را بكشد تا هر روز انوار الهي خود را بر قلب و زندگيش, مجدداً بتاباند. در آن صورت ميتواند اميدوار باشد كه به وسيله قدرت مسيح در طول روز از همه آزمايشها و وسوسهها حفظ و حراست ميشود. بسياري از فرزندان خدا آرزوي زندگي بهتري را دارند, ولي از اين حقيقت غافل هستند كه لازم است هر روز با خداي خود خلوت نمايند تا به وسيله روحالقدس زندگي ايشان را تقديس و تقويت نمايد. در اين انديشه تعمق نماييد: تنزل و ضعف زندگي روحاني من اصولاً به اين دليل است كه هر روز به مشاركت با خدا وقت كافي نميدهم.>
من شما را تشويق ميكنم كه امروز و هر روز با شادي به حضور خدا بياييد. خلوتگاهي براي خود پيدا كنيد تا بتوانيد به تنهايي با خدا مشاركت داشته باشيد و كلام مقدس و الهامي او را مطالعه كنيد و در مورد آن به تفكر و تعمق بپردازيد. آنچه را كه كلام خدا در مورد زندگي شما گفته است, كشف كنيد. زندگي وافر و پرثمري كه خدا شما را براي آن خلق كرده است, تجربه كنيد. سپس به دعوت او لبيك گفته و مسيح و بركات او را كه به شما عطا شده با كساني كه آنها را دوست داريد, با همسايهها و نيز دوستان خود در ميان بگذاريد.
براي
رفتن به درس اول از قدم دوم اينجا كليك
كنيد: "زندگي شخص مسيحي چيست؟"
|